بسم الله الرحمن الرحیم

انجمن اسلامی دبیرستان پسرانه معارف شهرکرد

انجمن اسلامی دبیرستان پسرانه معارف شهرکرد

بسم الله الرحمن الرحیم

انجمن اسلامی یک تشکل انقلابی است که درسال۱۳۵۸به دستور مستقیم امام خمینی تأسیس شد و به منظور حراست از دستاوردها و تحقق آرمان های انقلاب اسلامی و جهت بخشیدن به فعالیت های صنفی دانش آموزان مشغول به فعالیت گشت.

آخرین نظرات

ترسیم حیات برزخ

پنجشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۱، ۰۲:۳۰ ب.ظ
تشبیه حیات برزخىمطالبى که در این سطور - از زبان اولیاى دین- مى‏نگاریم، بیانگر شمه‏اى از حقایق شگفت انگیز جهان برزخى است.
در آغاز این گفتار، توجه شما خوانندگان عزیز را به تشبیه برزخ با دنیا جلب مى‏کنیم؛ تا بتوانیم ترسیمگر چهره‏اى - هر چند ناقص - از حیات برزخى باشیم.
عالم و دانشمند ربانى، مرحوم « فیض کاشانى » (متوفى‏????ه. ق) در کتاب نفیس و ارزشمند « الْمُحجَّهُ الْبَیْضاء فی تَهْذیبِ الْإحیاء » در این باره چنین مى‏نویسد:
«دنیا، همچون زندان تاریکى است که انسان در آن حبس باشد و برزخ همانند بستان وسیع و گسترده‏اى است که انواع درختان سر به فلک‏کشیده، گلهاى زیباى عطرآگین، پرندگان خوش الحان و... در آن باشند». (?)
پیامبر گرامى(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با تعبیرى بسیار زیبا و دقیق -به مضمون زیر- دنیا و برزخ را چنین تشبیه نموده است:
«مِثال مؤمن در دنیا، مثل جنین است در شکم مادر (چنان به آن خوگرفته است که گویى عالمى برتر و با صفاتر از آن نیست).از این رو پس از پایان عمر آن جهان، با اکراه و سختى، همراه با ترس و گریه ، دل از آن مکان مى‏کند.
پس از اندکى که با این جهان انس گرفت، دیگر میل بازگشت به وطن نُه ماهه خویش را ندارد.
مؤمن نیز چنان به دنیا خوگرفته است که دل کندن از آن، برایش سخت و مرگ بر او ناپسند است؛ اما پس از مرگ، وقتى چشمش به جمال نعمتهاى فرحبخش و دل انگیز برزخى روشن شد، به هیچ وجه حاضر نیست به وطن چند ده ساله خویش بازگردد». (?)
ثواب و عذاب «عالم برزخ» را نیز مى‏توان به پاداش و کیفر «عالم رؤیا» تشبیه کرد. انسان ، در خواب، امورى از قبیل: خوردن، آشامیدن، اندیشیدن و... را انجام مى‏دهد و این کارها به وسیله قالبى غیر از قالب مادى صورت مى‏پذیرد؛ زیرا در هنگام خواب دیدن، بدن و قالب مادى در بستر خفته است. (?)
در حدیث آمده است:
«هنگام خواب ، قالب مادى باقى مى‏ماند و آنچه از انسان خارج مى‏شود ، قالب برزخى اوست». (?)
طبق نظر فلاسفه الهى (از جمله ملاصدرا) انسان، داراى دو قالب و کالبد است:
? - قالب مادى (چهره ظاهرى و بیرونى).
? - قالب مثالى (چهره باطنى و درونى).

قالب مثالى چیست؟

چنانکه بیان شد، روح انسان همواره باقى است و فنا در آن راه ندارد. پس از مرگ، آنچه که از انسان جدا مى‏شود، قالب مادى اوست و روح در عالم برزخى به واسطه قالب مثالى -که با آن جهان، سنخیت دارد- سیر خود را ادامه مى‏دهد.
مرحوم «فیض کاشانى» در این‏باره چنین مى‏نویسد:
روح به واسطه مرگ، تغییر نمى‏کند؛ بلکه قالب مادى و اعضاى ظاهرى بدن دگرگون مى‏شود. روح پس از مرگ باقى است؛ رنجها و لذّتها را همانند دنیا (لیکن با قالب درونى و مثالى) درک مى‏کند.
قالب درونى و مثالى از جنس ماده نیست؛ بلکه مجرد(خالى) از طول و عرض (و دیگر خواص ماده) است». (?)
با آوردن دو مثال، کیفیت قالب مثالى را نسبت به قالب مادى بیان مى‏کنیم؛ تا فهمِ عبارات دقیق و حکیمانه فوق، آسان‏تر گردد:
مثال اول: سوار کارى را در نظر بگیرید که پس از مرگ استرش، مرکب دیگرى را بر مى‏گزیند.
مثال دوم: شخصى جامه‏اى به تن دارد، پس از مدتى که کهنه و فرسوده شد، جامه‏اى دیگر مى‏پوشد.
روح انسان نیز پس از مرگ، بدن و قالب مادى را همانند استر مرده و لباس فرسوده کنار مى‏گذارد و سوار بر اسبى تازه‏نفس مى‏شود و جامه‏اى نو به تن مى‏کند که از آن به قالب مثالى(بدن مثالى، قالب درونى و بدن برزخى) تعبیر مى‏شود.
علامه مجلسى(رحمت الله علیه) در «بحار الانوار»، بدن مثالى را به اجسام جن و ملائکه تشبیه نموده است؛ (?) یعنى، همانگونه که جن و ملائکه از قالبى لطیف(حتى لطیف‏تر از هوا) برخوردارند، قالب مثالى انسان در برزخ نیز به همین صورت است.
براى تبیین سیمایى روشن‏تر از قالب مثالى، روایاتى را در این‏باره یادآور مى‏شویم:
از امام صادق (علیه السّلام) چنین سؤال شد: آیا درست است که مى‏گویند: «روح مؤمن، در سنگدان مرغهاى سبز رنگ قرار دارد؟»
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «خیر مؤمن ، در نزد خدا عزیزتر از آن است که روحش را در قیافه یک مرغ جلوه دهد؛ بلکه در بدنهایى همانند دنیاشان قرار مى‏گیرند». (?)
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «هنگامى که خداوند، مؤمنى را قبض روح کند او را در قالبى همانند دنیا قرار مى‏دهد که با آن مى‏خورد، مى‏آشامد و اگر تازه وارد آشنایى بیاید، او را به همان شکل که در دنیا بوده است، مى‏شناسد». (?)
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «همانا ارواح مؤمنان در برزخ، مانند اجساد دنیاشان از نعمتهاى بهشتى برخوردارند و کسانى که در دنیا با هم آشنا بودند، اینک همدیگر را مى‏شناسند و هنگامى که تازه‏واردى از دنیا به دیار آنان قدم نهد، ابتدا گویند: رهایش کنید؛ زیرا او اکنون راه سخت و دشوارى را پیموده است.
(پس از اینکه قدرى استراحت کرد) از او پرسند: فلان کس چطور است؟ فلان کس چه شد؟
اگر پاسخ دهد که او را زنده ترک گفتم، امید پیوستن به ایشان را دهند؛ و اگر پاسخ دهد که او مرده است، گویند: هاى! هاى! هلاک شد». (?)

پاداش و کیفر حقیقى

عالم مِثال (برزخ)، برزخى است میان موجودات مادى دنیا و موجودات مُجرّد آخرت؛ یعنى، مانند این عالم مادى نیست؛ لیکن به صراحت تجرد آخرت هم نمى‏باشد و برخى از لوازم ماده (همچون شکل و عرض فعلى) را داراست.
از اینکه گفته مى‏شود «برزخ ماده ندارد»، برخى مى‏پندارند که پاداش و کیفر جهان برزخى، وَهم و خیالى بیش نیست و هیچگونه وجود خارجى ندارد! این پندار هم فى‏نفسه باطل است و هم انحرافى است در درک مقصود. (??)
على اىّ حال، وضع برزخ همان است که در گفتارهاى پیشین بیان داشتیم و اینک، به چند حدیث که حقیقى و واقعى بودن پاداش و کیفر برزخ را با صراحت بیشترى بیان مى‏دارد، اشاره مى‏کنیم:
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «ارواح مؤمنین در خانه‏هاى بهشتى زندگى مى‏کنند، از طعامهاى بهشتى مى‏خورند و از شربتهاى آن مى‏آشامند». (??)
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «درى از آتش جهنم به روى مجرمین و کفار گشایند و آنها را در آب گرم جوشان اندازند». (??)
ابوبصیر گوید که از امام صادق (علیه السّلام) پرسیدم: ارواح مشرکین در برزخ چگونه است؟
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «در آتش، عذاب مى‏شوند». (??)

ارتباط با ارواح

از جمله مسائلى که در بحث «حیات برزخى» مورد اتفاق تمام مذاهب اسلامى است، گفت و گو و ارتباط با ارواح است.
روایات وارد شده در این باب بسیار است که از باب نمونه یک روایت را یادآور مى‏شویم:
«در جنگ بدر (نخستین نبرد مسلمانان با مشرکان که موجب پیروزى و سرافرازى سپاه اسلام گردید) کشتگان قریش را به دستور پیامبر اکرم در چاهى انداختند. پیامبر بر سر آن چاه آمد و خطاب به سران کفار (ابوجهل، عتبه، شیبه، امیه و...) فرمود:
اى کفار! شما همسایگان خوبى براى پیامبر خدا نبودید. او را از دیار خود بیرون راندید و به ستیز و جنگ با او برخاستید؛ من اینک وعده پروردگارم را حق یافتم. (شما چطور؟).
عمربن خطاب که سخنان پیامبر را مى‏شنید به آن حضرت اعتراض کرد: (اینها بدنهایى مرده و بى‏جانند) چگونه با آنان سخن مى‏گویید؟
پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: بس کن! سوگند به خدا که تو از آنان شنواتر نیستى؛ آنان مى‏شنوند؛ ولى توانایى پاسخ گفتن را ندارند. اینک که از آنان روى برگردانم، فرشتگان عذاب با گرزهاى آهنین بر سرشان مى‏کوبند». (??)

جهان بیدارى

از روایات استفاده مى‏شود که برزخیان به اندازه مقام و منزلت خویش از دنیا دیدن مى‏کنند:
امام کاظم (علیه السّلام) فرمود: «انسانهاى برزخى، در شکل پرنده‏اى لطیف به دیوار خانه‏هایشان فرود مى‏آیند. اگر کردار نیکى از خانواده‏هایشان ببینند، خوشحال مى‏شوند و اگر کردار بدى از خانواده‏هایشان سرزند؛ اندوهگین مى‏گردند». (??)
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «وقتى مؤمن به دیدار خانواده‏اش مى‏آید، آنچه که او را خوش آید، مى‏بیند و کارهاى ناپسند از او پوشیده مى‏گردد؛ امّا وقتى کافر به دیدار خانواده‏اش مى‏رود، آنچه که او را غمین نماید، بر او نمایان مى‏شود و کارهاى پسندیده از او پوشیده مى‏گردد». (??)
از امام کاظم (علیه السّلام) سؤال شد: مؤمن چه مدت یکبار به دیدار خانواده‏اش مى‏رود؟
امام کاظم (علیه السّلام) فرمود: «به قدر مرتبه و درجه خود به دیدار خانواده‏هایشان مى‏روند».
سؤال شد: چه هنگام؟
حضرت فرمود: «هنگام ظهر که آفتاب از بلندى زدوده مى‏شود».
سؤال شد: در چه شکل؟
فرمود: «به شکل گنجشک یا کوچک‏تر از آن!». (??)
یادآورى مى‏شود که برزخیان، چون از بدن لطیف مثالى (شبیه اجسام جن و ملائکه) برخوردارند؛ در هنگام دیدار خود از دنیا ، دیده نمى‏شوند. (??)

حکایتى پندآمیز

در پایان این گفتار، با ذکر حکایتى به ترسیم سیماى روشن‏ترى از این جهان مى‏پردازیم. ماجراى زیر را از کتاب «خزائن» مرحوم علامه نراقى(رحمت الله علیه) بیان مى‏کنیم. ایشان این حکایت را از زبان یارى صدیق و دوستى مورد اعتماد
چنین بازگو مى‏نماید:
«در ایام جوانى با پدرم و جمعى از دوستان، هنگام عید نوروز، دید و بازدید مى‏کردیم. براى دیدار یکى از آشنایان به طرف خانه‏اش - که نزدیک قبرستان بود- رفتیم. گفتند: خانه نیست.
یکى از همراهان، پیشنهاد کرد که براى رفع خستگى و زیارت اهل قبور، سرى به قبرستان بزنیم. وقتى به آنجا رسیدیم، یکى از رفقا به شوخى رو به قبرى کرد و گفت: اى صاحب قبر! در این روز عید به دیدار تو آمدیم؛ از ما پذیرایى نمى‏کنى؟
ندایى برخاست که هفته دیگر همه میهمان من هستید!
همگى شگفت ‏زده شدیم و گمان بردیم که تا هفته آینده بیشتر زنده نیستیم. به سروسامان دادن کارهاى خود پرداختیم؛ امّا در روز موعود از مرگ خبرى نشد. با هم به سر همان قبر رفتیم؛ گفتیم: شاید منظور چیزى غیر از مردن بوده است.
یکى از ما گفت: اى صاحب قبر! به وعده خود وفا کن. صدایى آمد: بفرمایید! ناگهان، باغى در نهایت طروات و صفا، درختان سر به فلک کشیده، انواع میوه‏ها ، نهرهاى جارى و مرغان خوش الحان، نمایان گشت!
در وسط باغ به عمارت با شکوهى رسیدیم که شخصى در نهایت زیبایى آنجا نشسته و جمعى ماهرو، کمر خدمت او به میان بسته؛ چون ما را دید، از جا برخاست و خوش آمد گفت و از اینکه هفته گذشته مجاز به پذیرایى نبود، پوزش خواست.
پس از ساعتى که با طعامها و شربتهاى گواراى آن سامان از ما پذیرایى شد، تا بیرون باغ بدرقه‏ مان کرد.
پدرم در هنگام خداحافظى از او پرسید: شما کیستى که از چنین دستگاه گسترده‏اى بهره‏مندى؟
فرمود: من کاسب فلان محله هستم و به دو سبب بدین مقام دست یافتم: هرگز در کسبم کم‏ فروشى نکردم و دیگر هیچگاه نماز اول وقت را ترک نگفتم
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۱۲/۱۷
محمد حسین اروجی

نظرات  (۱)

بد نبود خوب بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی